زرین چراغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زرین چراغ . [ زَرْ ری چ َ / چ ِ ] (اِ مرکب ) چراغی از طلا. چراغی از زر. چراغی که از طلا ساخته باشند. ◄ کنایه از شعاع خورشید : دگر روز چون خور برآمد ز راغ نهاد از بر چرخ زرین چراغ . فردوسی . همه کوه گلشن همه دشت باغ جهان چشم روشن به زرین چراغ . نظامی . رجوع به زرین و دیگر ترکیبهای آن شود.