زرین پر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زرین پر. [ زَرْری پ َ ] (ص مرکب ) زرین بال . رجوع به زرین بال شود. ♦ تذرو زرین پر ؛ کنایه از خورشید : از پی آن تذرو زرین پر آهنین آشیان کنید امروز. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٤٨٣). ♦ سیمرغ زرین پر ؛ کنایه از خورشید : عید همایونفر نگر سیمرغ زرین پر نگر ابروی زال زر نگر بالای کهسار آمده . خاقانی (دیوان چ سجادی ص ٣٨٨). رجوع به دیگر ترکیبهای زرین شود.