زجاجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زُ جِ) [ ع. زجاجة ] (اِ.) پیالة بلور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زُ جِ) [ ع. زجاجه ] (اِ.) پیاله بلور.
واژگان قرآن
فی زُجاجَة الزُّجاجَةُ «زجاجه» یعنى «شیشه»، و در اصل به سنگ هاى شفاف مى گویند، و از آنجا که شیشه نیز از مواد سنگى ساخته مى شود و شفاف است به آن «زجاجه» گفته شده. و در اینجا به معناى حبابى است که روى چراغ مى گذاشتند، تا هم شعله را محافظت کند و هم گردش هوا را، از طرف پایین به بالا، تنظیم کرده، بر نور و روشنایى شعله بیفزاید.(10)