زبدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زبدی . [ زُ ] (اِخ ) علی بن سلیمان بن زبدی بغدادی . از عبدالصمدبن ابی الجیش حدیث شنید و در ٦٦٦ هَ . ق . وفات یافت . (تاج العروس ).
زبدی . [ زُ ] (اِخ ) انجب بن ابی منصور. از ابوالحسین بن یوسف روایت دارد. (تاج العروس ).
زبدی . [ زَ ] (اِخ )ابراهیم بن عبداﷲبن علأبن زبد زبدی . (تاج العروس ).