فرهنگ لغت

زایغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

زایغ. [ ی ِ ] (ع ص ) زائغ. آنکه از استقامت میل کند (کج رود). ج، زاغة، زائغة. (اقرب الموارد)(تاج العروس ). رجوع به زاغه و زایغة شود. ◄ مجازاً، چشم که ناتوان باشد. (اقرب الموارد) (تاج العروس ). ◄ مجازاً، خورشید که ... میل کند و سایه بلند شود. (اقرب الموارد) (تاج العروس ).

معنی زایغ | فرهنگ لغت