زاهدبیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زاهدبیک . [ هَِ ب َ ] (اِخ ) فرستاده ٔ (ایلچی ) شاهزاده میرزا سلطان خرم فرزند محمدسلیم، پادشاه هندوستان است که از طرف وی به ایران آمد و چون در مشهد آوازه ٔ عزیمت شاه عباس را بخراسان شنید، توقف کرده تا در آنجا با تشریفات مخصوص بخدمت شاهنشاه ایران رسید و هدایای نفیس شاهزاده ٔ هندی را تقدیم داشت و بعرض رسانید که چون حضرت شاهزاده از جانب پدر نامدار عالیمقدار بین الاخوان بخطاب عالی شاه جهانی مخاطب و ممتاز گردیده، التماس شهزاده آن است که از موقف معلی شاهی ظل اللهی بدین خطاب نامی معزز و گرامی گردد، لهذا در آن صحیفه ٔ لطیفه این بیت از واردات طبع میرزا ملک مشرقی نگاشته، کلک عطوفت سلک گردید: ز خرمی شد از آن بخت روزگار جوان که نور دیده ٔ خورشید گشت شاه جهان . رجوع به تاریخ عالم آرای عباسی چ امیرکبیر ج ٢ ص ٩٧٦ و ٩٧٧ شود.
زاهدبیک . [ هَِ ب َ ] (اِخ ) (زاهدبک ) ابن عزالدین شیر از حکام حکاری (کردستان ) بود و به شاه اسماعیل صفوی ابراز اطاعت کرد و منظور نظر شاهانه گشت و از عنایت بی غایت خسروانه منشور ایالت موروثی بدو ارزانی داشته و گاهی او را خطاب بلفظ عمی میکرده است . (تاریخ کرد رشید یاسمی از شرفنامه چ مصر). وی در ٩٠٧ هَ . ق . درگذشت .رجوع به معجم الانساب و الاسرات الحاکمه ص ٣٨٥ شود.