زار شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زار شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ضعیف شدن . رنجور شدن : شاد بودی ببانگ زیر و کنون زار و نالان شدی و زرد چو زریر. ناصرخسرو. ◄ بخواری و زبونی افتادن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
زار شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ضعیف شدن . رنجور شدن : شاد بودی ببانگ زیر و کنون زار و نالان شدی و زرد چو زریر. ناصرخسرو. ◄ بخواری و زبونی افتادن .