ریزا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریزا. (نف ) ریزان . (ناظم الاطباء). ♦ ریزا کردن ؛ ریزاندن . ریختن . پاشیده و ریزان کردن : سیم را گر بسرشد بر یکدگر آتش همی چون هم آتش مر سرشته سنگ را ریزا کند. ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریزا. (نف ) ریزان . (ناظم الاطباء). ♦ ریزا کردن ؛ ریزاندن . ریختن . پاشیده و ریزان کردن : سیم را گر بسرشد بر یکدگر آتش همی چون هم آتش مر سرشته سنگ را ریزا کند. ناصرخسرو.