ریزاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریزاب . (اِ مرکب ) ریزآب . آب چرکینی که از حمامها و از شستشوی جاری می شود. (ناظم الاطباء). رافد. رافده . ساعده . ریجاب . (یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.
ریزاب . (اِخ ) دهی از بخش فدیشه شهرستان نیشابور. دارای ٢٣٢ تن سکنه . آب آن از قنات و محصول عمده ٔ آنجا غلات و صنایع دستی آنجا کرباس بافی است . طایفه ٔ کلاه درازی در این ده سکونت دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).