ریده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریده . [ دَ /دِ ] (ن مف، اِ) غایط و نجاست . (ناظم الاطباء). فضله .آنچه که از راه مقعد برآید. (آنندراج ) : می رید از ره گلو خواجه هرچه قی کرد ریده را ماند. باقر کاشی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریده . [ دَ /دِ ] (ن مف، اِ) غایط و نجاست . (ناظم الاطباء). فضله .آنچه که از راه مقعد برآید. (آنندراج ) : می رید از ره گلو خواجه هرچه قی کرد ریده را ماند. باقر کاشی (از آنندراج ).