ریحانلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ریحانلو. [ رَ ] (اِخ ) دهی ازبخش سیه چشمه شهرستان ماکو. دارای ٤٤١ تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول عمده ٔ آنجا غلات و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است . در سه محل به فاصله ٔ یک کیلومتر از هم بنام ریحانلوی بالا و پایین و وسط مشهور است . سکنه ٔ ریحانلوی بالا ٢٥٩ تن و ریحانلوی پایین ٥٠ تن و ریحانلوی وسط که به نام ریحانلوی کربلای علی نیز معروف است، ١٣٢ تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).