روزافکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روزافکن . [ اَ ک َ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) تب یک روز در میان را گویند، یعنی تبی که یک روز آید و یک روز نیاید. (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از فرهنگ شعوری ) (از ناظم الاطباء). آن تب را بعربی غِب ّ خوانند. (از برهان قاطع) (از آنندراج ).