فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۶۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زیرش عطارد، آن که نخوانیش جز دبیر یک نام او عطارد و یک نام اوست تیر عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بختور در مطیر گیتی چو گاو نیک دهد شیر مر ترا خود باز بشکند به کرانه خنور شیر

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۶۶ | فرهنگ لغت