فرهنگ لغت

رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۶۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع همی بدادی تا در ولی نماند فقیر بسا کسا که بره‌ست و فرخشه بر خوانش بسا کسا که جوین نان همی نیابد سیر مبادرت کن و خامش مباش چندینا اگرت بدره رساند همی به بدر منیر

معنی رودکی | قصاید و قطعات | شماره ۶۵ | فرهنگ لغت