فرهنگ لغت

رودکی | رباعیات | رباعی شماره ۳۰

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

زلفت دیدم، سر از چمان پیچیده وندر گل سرخ ارغوان پیچیده در هر بندی هزار دل در بندش در هر پیچی هزار جان پیچیده

معنی رودکی | رباعیات | رباعی شماره ۳۰ | فرهنگ لغت