روبه باز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روبه باز. [ ب َه ْ ] (نف مرکب ) روباه باز. حیله گر. مکار. نیرنگ باز. در افعال و رفتار وصفت و طبیعت چون روباه محیل و فریبنده : به غمزه عقل گدازی به چنگ چنگ نوازی به وعده روبه بازی به عشوه شیرشکاری . ابوالفرج رونی . شد شکار چشم روبه باز پردستان تو صد هزاران جان شیرین شکاری ای پسر. سنایی . ترسم این پیر گرگ روبه باز گرگی و روبهی کند آغاز. نظامی .