روبه بازی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روبه بازی کردن . [ ب َه ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روباه بازی کردن . رجوع به روباه بازی کردن شود : روبه بازی مکن در صف عشاق زانک زشت بود پیش گرگ شیر کند آهویی . ابوالفرج رونی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روبه بازی کردن . [ ب َه ْ ک َ دَ ] (مص مرکب ) روباه بازی کردن . رجوع به روباه بازی کردن شود : روبه بازی مکن در صف عشاق زانک زشت بود پیش گرگ شیر کند آهویی . ابوالفرج رونی .