روبراه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روبراه . [ ب ِ ] (ص مرکب ) عازم حرکت و سفر. (فرهنگ نظام ). رجوع به روبراه شدن و روبراه کردن شود. ◄ آماده . (آنندراج ). آماده و مهیا و حاضر برای کار. ◄ مرتب و منظم و آراسته . (ناظم الاطباء). ◄ شخص مطیع امین مشغول به کار خود. (از فرهنگ نظام ). ◄ برگشته از رفتار نادرست و خلاف .