روبراه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
روبراه شدن . [ ب ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) آماده و متوجه سفر شدن . (آنندراج ). آغاز سفر و حرکت کردن . ◄ راست آمدن کار. (ناظم الاطباء). سر و سامان یافتن کار. ◄ بازگشتن از رفتار نادرست و خلاف . از کارهای ناصواب بازایستادن و در راه صلاح و رستگاری درآمدن .