رهگذر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهگذر کردن . [ رَ گ ُ ذَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گذر کردن . (یادداشت مؤلف ). عبور کردن . گذشتن : هر آن کس که دانش نیابی برش مکن رهگذرتا زیی بر درش . فردوسی . تو گفتی روی خاقانی است آن طشت که خون دیده بر وی رهگذر کرد. خاقانی .