رهق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهق . [ رَ هََ ] (اِخ ) دهی از بخش قمصر کاشان با ١٣٥٠ تن سکنه . آب آن از ١٦ رشته قنات و محصول عمده ٔ آن غلات میوه و حبوب و صنایع دستی زنان آنجا قالیبافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
رهق . [ رَ هََ ] (ع مص ) فروپوشیدن چیزی را قوله تعالی :و لایرهق وجوههم قتر ولا ذلة . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). فروپوشیدن . (از غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد). ◄ نزدیک شدن به چیزی و یا نزدیک شدن گرفتن چیزی ویا نزدیک شدن به چیزی اعم از اینکه شخص آن را بگیردیا نگیرد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). برنشستن گرد هر چیزی . (غیاث اللغات ). ◄ دررسیدن . (ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص ٥٤). دررسیدن و درآمدن بر چیزی . (از المصادر زوزنی ) (دهار). ◄ خود را بر حرام و تباهی داشتن و ارتکاب منهیات کردن . (از غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ تباه شدن . (از دهار) (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) : آتشی باید نشسته ز آب حق همچو یوسف معتصم اندر رهق . مولوی . ◄ دریافتن چیزی را. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از غیاث اللغات ). ◄ تکلیف دادن بر کسی مافوق طاقت آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ ستم کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). شر و ستم مرتکب شدن . (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) نادانی . گولی . سبکی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نادان و گول شدن . (از اقرب الموارد). ◄ فتنه انگیزی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بدی . ظلم و ستم . طغیان و نافرمانی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بزه .گناه . اثم . (یادداشت مؤلف ). ◄ دروغ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). دروغ گفتن . (غیاث اللغات ). ◄ شتابزدگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). شتافتن . (از غیاث اللغات )(از اقرب الموارد).