رهف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهف . [ رَ هََ ] (ع مص ) رهافة. تنک گردیدن . (منتهی الارب ). نازک و لطیف گردیدن . (از اقرب الموارد).
رهف . [ رَ ] (ع مص ) تنک کردن شمشیر و تیز کردن آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تنک کردن شمشیر را. (از اقرب الموارد).