رهص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رهص . [ رِ ] (معرب، اِ) چینه ٔ بن دیوار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). بیخ و بنیاد دیوار. (از غیاث اللغات ). آخیز. باخز. مهره ٔ دیوار. (یادداشت مؤلف ). ◄ گل که بدان دیوار سازند و بعض آن را بر بعض نهند و به فارسی پاخیره گویند. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). سنگریزه . (غیاث اللغات ). گل که بدان بنا سازند و روی هم می گذارند، معلوم نیست که تازی یا دخیل است . (از المعرب جوالیقی ص ١٦٠) .
رهص . [ رَ ] (ع مص ) سخت گرفتن کسی را به تقاضا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ دیوار گل ساختن و چینه گذاشتن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به گل دیوار گرفتن و بعض آن را بر بعض نهادن . (از آنندراج ). ◄ بنیاد نهادن . (از تاج المصادر بیهقی ). بنیاد اوکندن . (المصادر زوزنی ). ◄ سخت فشردن چیزی را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نیک افشردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ ملامت و نکوهش کردن کسی را. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نکوهیدن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). ◄ در پیش شدن . ◄ شتابانیدن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شتابانیدن کسی را. (از اقرب الموارد) .
رهص . [ رَ هََ ] (ع مص ) (مجهولاً) سوده سم گردیدن اسب از سنگ و جز آن و کذلک الابل و غیرها. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). لنگیدن ستور از رفتن . (از دهار) (از تاج المصادر بیهقی ).