رنگ گسیختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ گسیختن . [ رَ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) رنگ باختن . رنگ پریدن . بیرنگ شدن . رنگ گریختن . رنگ ریختن . رجوع به همین ماده ها شود : تا دیده عقد گوهرغلطان گسیخته رنگ عذار سبحه ٔ مرجان گسیخته . محمدسعید اشرف (از آنندراج ). تا بند از نقاب بت ما گسیخته از شرم رنگ صورت دیبا گسیخته . محمدسعید اشرف (از آنندراج ). چو بگسیخت رنگ کسی از خمار رفو می کنی با می خوشگوار. ملا طغرا (از بهار عجم ).