رنگ گریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ گریختن . [ رَ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) رنگ پریدن . رنگ ریختن . رنگ باختن . رنگ رفتن . رنگ جهیدن . رجوع به همین ماده ها شود : مضطرب بودم چو عکسش میهمان دیده بود نقد دلها برد چون از چهره رنگ من گریخت . میرزا طاهر وحید (از آنندراج ).