رنگ کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ کشیدن . [ رَک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) رنگ دادن . رنگ بخشیدن . رنگ کردن . رجوع به رنگ دادن و رنگ کردن شود : جواهر تو بخشی دل سنگ را تو بر روی گوهر کشی رنگ را. نظامی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ کشیدن . [ رَک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) رنگ دادن . رنگ بخشیدن . رنگ کردن . رجوع به رنگ دادن و رنگ کردن شود : جواهر تو بخشی دل سنگ را تو بر روی گوهر کشی رنگ را. نظامی (از آنندراج ).