رنگ پوشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ پوشیدن . [ رَ دَ ] (مص مرکب ) ژنده پوشیدن . دلق پوشیدن . جامه ٔ رنگ رنگ پوشیدن . رجوع به رنگ ذیل معنی خرقه ٔ درویشان شود : عشاق را مزاج قناعت بود لطیف تاغایتی که رنگ بپوشند و بو خورند. طالب آملی (از آنندراج ).