رنگ دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رنگ دادن . [ رَ دَ ] (مص مرکب ) رنگ بخشیدن . رنگ کردن : بیاسود یک هفته بر جای جنگ به یاقوت می روی را داد رنگ . نظامی (از آنندراج ). ◄ رنگ پس دادن . رنگ از دست دادن . ◄ رنگ گرفتن یا ستاندن . متغیر شدن رنگ بسبب خجالت و انفعال . (آنندراج ). رجوع به رنگ گرفتن شود : می دهد رنگی و رنگی می ستاند هر زمان بس که دارد انفعال از چهره ٔ دلدار گل . صائب (از آنندراج ).