رماس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(رَ) (اِ.) مصطکی ؛ صمغی سفید رنگ و نرم و خوشبو، شیرین و چسبنده که از درختی در شام به دست میآید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(رَ) (اِ.) مصطکی ؛ صمغی سفید رنگ و نرم و خوشبو، شیرین و چسبنده که از درختی در شام به دست میآید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رماس . [ رَ ] (اِ) مصطکی و آن را رماست هم گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ). مصطکی . علک الروم . طبیعت در دوم گرم و خشک، مقوی معده و جگر و هاضمه و اشتها، محرک آروغ و رافع پیچش، مصلح گردکان و کتیرا، بدل بوزن آن کندر و یا یک و نیم وزن علک البطم . و در تقویت معده و جگر او خز (کذا) شربت یک مثقال . (الفاظ الادویه ).