رفتار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رفتار کردن . [ رَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گذر کردن . (ناظم الاطباء). ◄ سلوک کردن . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). عمل کردن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ پیش آمدن . (ناظم الاطباء). ◄ حرکت کردن . راه رفتن . (فرهنگ فارسی معین ) : خر که کمتر نهند بر وی بار به ره آسوده تر کند رفتار. سعدی . سرو بلند بین که چه رفتار می کند شوخ شکردهن که چه گفتار می کند. سعدی . سرو ایستاده به چو تو رفتار می کنی طوطی خموش به چو تو گفتارمی کنی . سعدی . کجا همی رود آن شاهد شکرگفتار چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار. سعدی . رجوع به رفت آمد و رفت و آمد شود.