رعیتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رعیتی . [ رَ عی ی َ ] (حامص ) فرمانبرداری و طاعت . (ناظم الاطباء). ♦ ارباب رعیتی ؛ روابطی که بین مالک و زارع برقرار بود و در ایران در بهمن ١٣٤١ هَ . ش . بعلت ظالمانه بودن این رابطه بنفع زارعان منسوخ گردید. ♦ ارباب و رعیتی ؛ مالک و زارعی . ♦ رژیم ارباب رعیتی ؛ رژیم یا اصولی که بین رعیت یعنی زارع زمین و مالک یا خان برقرار است . مالک و رعیت بودن . ♦ قانون ارباب رعیتی ؛قانون یا آیینی که بین رعیت و مالک برقرار است و آن غالباً ظالمانه می باشد. ◄ کشتکاری و فلاحت و زراعت . (از ناظم الاطباء). ◄ رعیت بودن . در زمین مالکی به کشت و زرع پرداختن . (یادداشت مؤلف ). ◄ (ص نسبی، اِ) زمین اجاره داده شده ٔ کشت شده . (از ناظم الاطباء). ♦ زمینهای رعیتی ؛ زمینهای قابل کشت که دردست رعیت باشد. ◄ اجاره داری . (ناظم الاطباء).