فرهنگ لغت

رضابکلو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

رضابکلو. [ رِ ب َ ] (اِخ ) از ایلات ساکن اطراف اردبیل . (جغرافیای سیاسی کیهان ص ١٠٦). از ایلات اطراف اردبیل و مرکب از پانصد خانوار است . قشلاق ندارند. قراء مشهور آنها سوتا و الچه می باشد. افراد ایل به کشاورزی اشتغال دارند. (یادداشت مؤلف ).

معنی رضابکلو | فرهنگ لغت