رصدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصدی . [ رَ ص َ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به رصد. (یادداشت مؤلف ). راهدار و محافظ راه . ◄ باجگیر. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ عالم هیأت . رصدکننده . راصد. (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصدی . [ رَ ص َ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به رصد. (یادداشت مؤلف ). راهدار و محافظ راه . ◄ باجگیر. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ عالم هیأت . رصدکننده . راصد. (فرهنگ فارسی معین ).