رصاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رصاع . [ رَص ْ صا ] (ع ص ) مرد بسیار آرامنده با زن . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
رصاع . [ رَ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن ابوالفضل غانم انصاری، مشهور به رصاع . او راست شرحی بر حدود فقهیه از ابن عرفه و تألیفاتی دیگر. مؤلف کتاب تحفة الاخبار فی فضل الصلوة علی النبی المختار را نیز از آثار او آورده است . (از یادداشت مؤلف ).
رصاع . [ رَ ] (ع مص ) آرمیدن با زن . (یادداشت مؤلف ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ).