رزم آزما
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. زْیا زِ) (ص فا.) جنگ آزموده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. زْیا زِ) (ص فا.) جنگ آزموده.
(ی) (~.)(ص فا.)۱ - پهلوانی که در رزم هنرمند باشد. ۲- فرماندهی که مقدمات جنگ را آماده سازد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رزم آزما. [ رَ آ زْ / زِ ] (نف مرکب ) مخفف رزم آزماینده . جنگ آزما. (آنندراج ). آنکه جنگها دیده . (فرهنگ فارسی معین ). جنگ آزموده و باوقوف درعلم جنگ . (ناظم الاطباء). رزم آزموده . رزم آرای . گندآور. جنگ آور. رجوع به رزم آزمای و مترادفات کلمه شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی