رذیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رذیل . [ رَ ] (ع ص ) ناکس و فرومایه . (ناظم الاطباء)(غیاث اللغات ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) : هست آن خوارزمشه شاه جلیل دل همی خواهد از این قوم رذیل . مولوی . ◄ ردی و هیچکاره از هر چیز. ج، رُذَلاء، رُذالی ̍. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ).