رحایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رحایی . [ رَ ] (ص نسبی ) رحائی . منسوب است به رَحا. (انساب سمعانی ). آسیابی . منسوب است به رَحی ̍ و رَحا. (یادداشت مؤلف ) : هرگز به کجا روی نهاداین شه عادل با حاشیه ٔ خویش و غلامان سرایی الا که بکام دل او کرد همه کار این گنبد پیروزه و گردون رحایی . منوچهری . گردش گردون شده رحایی و از وی ریخته کافور سوده در کُه و کردر. مسعودسعد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی