رباخوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رباخوار. [ رِ خوا / خا ] (نف مرکب ) سودخوار. پاره خور.(یادداشت مرحوم دهخدا). فزونی خوار. زیادتی خوار. خورنده ٔ سود مرابحه . پول رباخوار. (ناظم الاطباء). کسی که در دادوستد ربا میگیرد. (ناظم الاطباء) : رباخواری از نردبانی فتاد شنیدم که هم درنفس جان بداد. سعدی . و رجوع به ربا و رباخواره شود.