راموس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راموس .(ع اِ) گور. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قبر. گوری که با خاک یکسان شده است . (از متن اللغة). گور و قبر. (ناظم الاطباء). گور. ج، روامیس . (از اقرب الموارد).
راموس . (اِخ ) نام یکی از قراولان آنتونیوس سردار رومی وهمان کسی که آنتونیوس در جنگ با فرهاد چهارم (اشک چهاردهم ) همینکه شکست خود را یقین کرد برای اینکه زنده اش بدست دشمن نیفتد و جنازه اش را نیز نشناسند بدو دستور داد شمشیرش را در تن او فروبرد و سپس سرش را ازتن جدا سازد. رجوع به ایران باستان ج ٣ ص ٢٣٦٧ شود.
راموس . (اِخ ) از دانشمندان نامی فرانسه است . وی بسال ١٥١٥ م . در قصبه ٔ کوت از خطه ٔ ورماندوآ در خانواده ٔ تنگدستی دیده بر جهان گشود. بواسطه ٔ ناداری به خدمتگزاری مدرسه پرداخت وتحصیلات خود را بتدریج ادامه داد تا در سال ١٥٤٣ م . بدنبال مطالعات عمیقی که کرده بود کتابی مخالف فلسفه ای که در آن زمان تدریس میشد نوشت و نیز مقالاتی در انتقاد شدید از مکتب فلسفی ارسطو انتشار داد. قرائت این کتاب ابتدا از طرف پارلمان ممنوع گردید و دستور جمعآوری نسخه های آن داده شد ولی دو سال بعد بحمایت یکی از طرفدارانش (لورن ) این محدودیت و ممنوعیت رفع شد و او دوباره انتشار کتاب را از سر گرفت و پس از آن بسمت معلم مدرسه «پرسله » منصوب گشت و بتدریس منطق و ریاضی پرداخت و بعد در سال ١٥٥١ م . در دانشگاه فرانسه بتدریس فلسفه و فنون ادبی مأموریت یافت و دانشجویان بیشماری از نقاط مختلف در حلقه ٔ درس وی گرد آمدند. مدتی بعد بسبب پذیرفتن مذهب پروتستان با شکستن بتهایی که در آن دانشگاه بود بترک خاک فرانسه مجبور گشت و بکشور آلمان رانده شد وچندی در دانشگاه «هایدلبرگ » بتدریس فلسفه مشغول شد.سپس در سال ١٥٧١م . دوباره به فرانسه بازگشت و در سال ١٥٧٢م . در حادثه ٔ قتل عام معروف «سنت بارتلمی » کشته شد. او در ریاضی و منطق و ادبیات که تدریس میکرد تألیفات گرانقدری دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ج ٣).