راضی ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راضی ساختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) قانع کردن . وادار بقبول کردن . مجبور بپذیرش ساختن . جلب رضای کسی کردن : راضی بغم جداییم خواهی ساخت بیگانه بآشناییم خواهی ساخت . بهار آملی (از ارمغان آصفی ). ♦ تقنیع ؛ راضی ساختن کسی را: قنعه تقنیعاً. (منتهی الارب ).