راسیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راسیة. [ ی َ ] (ع ص ) کوه استوار. (دهار). مؤنث راسی . رجوع براسیات و رواسی شود. ♦ قدر راسیة ؛ دیگ بزرگ که همواره جهة کلانی بر یکجای بماند. ج، رواسی، راسیات . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راسیة. [ ی َ ] (ع ص ) کوه استوار. (دهار). مؤنث راسی . رجوع براسیات و رواسی شود. ♦ قدر راسیة ؛ دیگ بزرگ که همواره جهة کلانی بر یکجای بماند. ج، رواسی، راسیات . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).