راستینه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راستینه . [ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ) بمعنی حقیقی و واقعی . (آنندراج ). بمعنی راستین باشد که حقیقی است . (برهان ) : و این میان [ زمین که در میان عالم است ] راستینه میان است . (التفهیم ). پر کن صنما هلا قنینه ز آن آب حیات راستینه . سنائی .