راست دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راست دست . [ دَ ] (ص مرکب ) که دست دور از انحنا و کجی دارد، آنکه دست راست و مستقیم دارد بی کجی و اعوجاج . ♦ اسب راست دست ؛ اسبی که دست و پایش حالت استقامت و راستی دارد بی کجی و خمیدگی : سخت پای و ضخم ران و راست دست و گرد سم تیزگوش و پهن پشت و نرم چرم و خردموی . منوچهری . ◄ مقابل چپ دست .
فرهنگ طیفی واژهدان
راست مستقیم راستگرا، محافظهکار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی