رازان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رازان . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد است . این دهستان در خاور بخش واقع و محدود است از خاور بکوه سفره بخش دورود و ازباختر بدهستانهای قائد رحمت و دالوند از شمال به شهرستان بروجرد و از جنوب به دهستان سگوند. موقعیت طبیعی آن کوهستانی و جلگه یی و هوای آن سردسیر است . آب آن از رودآب کت و چشمه های مختلف مرتفعترین قلل جبال کوه های شاه نشین کلاه فرنگی، سوچ، آبکت تأمین میشود. مراتع مرغوبی در سینه و دامنه ٔ کوههای این دهستان وجوددارد که مورد استفاده ٔ گله داران میباشد. از ٩ آبادی تشکیل گردیده و سکنه ٔ آن ١٩٠٠ تن است . قراء مهم آن سرکرقه پایین آب کت بالا رازان ساکنان از طوایف آروان و بیرالوند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
رازان . (اِخ ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد واقع در ٣٠ هزارگزی جنوب باختری دورود. محلی کوهستانی و سردسیر و سکنه ٔ آن ٨٨٠ تن است که شیعی مذهبند و به لهجه ٔ لری فارسی سخن گویند. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
رازان . (اِخ ) دهی است از دهستان رازان بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد (مرکز دهستان ) که در ١٩هزارگزی شمال خاوری زاغه کنار شمالی خرم آباد به بروجرد واقع است . ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر مالاریائی و سکنه ٔ آن ١٠٠٠ تن است که شیعی مذهبند و به لهجه ٔ لری فارسی سخن گویند. آب آن از سراب ترکه تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی زنان فرش بافی است . راه اتومبیل رو دارد. ساکنان آن از طایفه ٔ آروان میباشند. چند باب دکان دارد. مزارع کوی بر آفتاب، سرآب ترکه جوی کبود، جوی ساکی در این آبادی وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).