راز پوشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راز پوشیدن . [ دَ ] (مص مرکب ) نهان داشتن راز. مخفی کردن راز. پوشیدن سرّ : زن که در عقل با کمال بود راز پوشیدنش محال بود. امیرخسرو. چون بپوشیم راز کآوردیم طبل در کوچه و علم بر بام . اوحدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راز پوشیدن . [ دَ ] (مص مرکب ) نهان داشتن راز. مخفی کردن راز. پوشیدن سرّ : زن که در عقل با کمال بود راز پوشیدنش محال بود. امیرخسرو. چون بپوشیم راز کآوردیم طبل در کوچه و علم بر بام . اوحدی .