ذونسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذونسب . [ ن َس َ ] (ع ص مرکب ) صاحب نسب . ◄ صاحب اصلی شریف و نجیب : گویم آنگاه بیارید یکی باده ٔ ناب یاد بادملکی ذوحسبی ذونسبی . منوچهری . ای ذونسب به اصل در و ذوفنون بعلم کامل تو در فنون زمانه چو یک فنی . منوچهری .