ذوالرمحین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذوالرمحین . [ ذُرْ رُ ح َ ] (اِخ ) لقب ابوزمعة جد عمربن ابی ربیعه ٔ مخزومی است و گویند برای درازی بالای وی این لقب بدو داده اند و برخی گفته اند ازآنروی که در یوم عکاظ با دو نیزه و دو دست جنگ کرد.قاله الکلبی . (نقل از حاشیه ٔ المرصع خطّی پراغلاط).
ذوالرمحین . [ ذُرْ رُ ح َ ] (اِخ ) لقب عبداﷲ یکی از اشراف اولاد احزم بن ذهل . و صاحب تاج العروس در ماده ٔ حزم گوید: و احزم بن ذهل فی نسب سامةبن لؤی، من نسله عبادبن منصور قاضی البصرة و عبداﷲ ذوالرمحین احدالأشراف و هو عبداﷲبن نعام . و فی التبصیر، عبداﷲبن ذی الرمحین .
ذوالرمحین . [ ذُرْ رُ ح َ ] (اِخ ) لقب عمروبن المغیرة. از آنروی که هر دو پای باریک و دراز داشت .