ذفر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذفر.[ ذَ ف َ ] (ع مص ) بوی آمدن . بوی برخاستن . ◄ تیزی و تندی بوی خواه خوش و خواه ناخوش . یا خاص است به گند بَغَل صنان .
ذفر. [ ذِ ف ِ / ف َرر ] (ع ص، اِ) شتر بزرگ ذفری و سخت شدید. ◄ بزرگ خلقت . ◄ چابک . ◄ درازبالا. ◄ تمام بدن . یا جوان چابک درازبالا و تمام بدن .
ذفر. [ ذَ ف ِ ] (ع ص ) مرد گنده بَغَل . ◄ تیز. تند. (در بوی ): مسک ذفر؛ مشک تیزبوی و له [ لأذخِر ] اصل مندفن و قضبان دقاق ذفرالریح . (ابن البیطار). ذفرالمَشم ّ؛ تیزبوی .