ذفاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذفاف . [ ذُ ] (ع ص ) زود. سبک . بشتاب . ◄ زهر کشنده . ◄ خفاف ٌ ذفاف ؛ سبک، زود، یا از اتباع است .
ذفاف . [ ذِ / ذَ ] (ع اِ) آب اندک . ج، اَذِفه . (مهذب الاسماء). ◄ زهر قاتل .
ذفاف . [ ذِ ] (ع اِ) زهر کشنده . سم قاتل . ◄ آب اندک یا نم و تری . ج، ذُفُف . ما فیه ذفاف ؛ نیست در آن چیزی که تعلق گرفته شود بدان . ◄ ما ذف َّ ذفافاً؛ آماده نکرد چیزی را، یا چیزی نکرد.