فرهنگ لغت

دیودیده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دیودیده . [ وْ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) دیودید. کنایه از دیوانه و مجنون باشد. (برهان )(از انجمن آرا). مصروع . جن زده . پری دار : دیو دیدم ز خود شدم خالی دیودیده چنان شود حالی . نظامی . ملک چون جلوه ٔ دلخواه نو دید تو گفتی دیودیده ماه نو دید. نظامی .

معنی دیودیده | فرهنگ لغت